سلام این خاطره که میخوام واستون تعریف کنم واسه یکی از همکارانمون 10 سال پیش اتفاق افتاده بوده .میگفت یک روز یک تلویزیون 21" آیوا واسه تعمیر آوردند که شاسی اون قطعی ریزی داشت.شاسی رو که کمی خم میکردی تلویزیون روشن میشدوقتی ولش میکردی خاموش میشود.2.3 روزی الافش شدم.بیچارم کرد نتونستم قطعی یا شکستگی که داشتو پیدا کنم.مشتری داشت شاکی میشد.حوصلم سر رفته بود.توفکر بودم که نگام به پسر بچه مغازه بغلیمون افتاد که داشت به کش شلوار ورزشش ور میرفت.ناگهان فکری به زحنم رسید.پریدم مغازه خرازی اون طرف خیابون نیم متر کش شروال گرفتم اومدم مغازه شاسی تلویزیونو محکم بستمش وروشن کردم دیدم بسیار عالی داره کار میکنه .تکونش دادم دیدم مشکلی نداره.خیالم راحت شد درشو بستم.به مشتری زنگ زدم گفتم تلویزیونتون آماده.بنده خدا کلی تشکر کرد اومد گرفت ورفت. 2سال گذشت این موضوع داشت فراموشم میشد تا اینکه یک روز توی سوپر لبنیاتی اون بنده خدا رو دیدم.اومد پیشم گفت سلام آقا جواد تلویزیونی که 2سال پیش اوردم زحمتشو کشیدی درست کردی یادته.گفتم آره چطور مگه گفت دیشب نصف های شب بود پسرم داشت مسابقه فوتبال تماشا میکرد. گفت بابا یک لحظه صدای تقی از داخل تلویزیون اومد وتلویزیون خاموش شد.اینو که گفت یاد کش شلواره افتادم روم نشد به بنده خدا بگم از چه روشی استفاده کرده بودم.بهش همونی گفتم که اکثر ما تعمیرکارا واسه توجی کردن مشتری میگیم.گفتم حتما نوسانات برق داشتی.شب ولتاژ برقتون کم وزیاد شده تلویزیون سوخته فردا بیارید سریع واستون ردیف کنم!!تو دلم گفتم عجب کش خوبی بوده2سال کار کرده!!







پاسخ با نقل قول
