عاشوراي حسيني
زينب دست زير پيكر پاره پاره حسين مي گيرد و او را از زمين بلند مي كند و از
سويداي دل لب به تضرع مي گشايد كه :
در حسينيه دلمان، مرغ هاي محبت سينه مي زنند و اشك هاي يتيمي در خرابه چشم، بي قراري مي كنند. سينه ما تكيه اي قديمي است، سياهپوش با كتيبه درد و داغ. و در آن با كليد «يا حسين» باز مي شود.
ما دل هاي شكسته خود را وقف اباعبدالله(ع) كرده ايم و اشك خود را نذر كربلا، و اين «وقفنامه» به امضاي حسين(ع) رسيده است.
اين است كه زيارت حسين(ع) ترجيع بند ايام سال ماست.
صبح ها وقتي سفره دعا و عزا گشوده مي شود، زيارتنامه را كه مي بينيم، چشممان آب مي افتد. «السلام عليك» را كه مي شنويم، بوي خوش كربلا به مشاممان مي رسد.
توده هاي بغض در گلويمان متراكم مي گردد و هواي دلمان ابري مي شود و آسمان ديدگانمان باراني.


مقاله عاشورا و
الگوگيري
جواد محدثي
انسانها بيش از حرفها و نوشتهها، از اشخاص و عملكردها الگو ميگيرند. تأثيرگذاري يك حادثه يا الگوي رفتاري بر انديشهها و عملهاي مردم، بيشتر از گفتار است. از اين رو در قرآن كريم، كساني به عنوان «اسوه» معرفي شدهاند تا مردم در ايمان و عمل از آنان سرمشق بگيرند. حادثههایي هم كه از پيشينيان در قرآن آمده است، بويژه بخشهايي كه به نيكيها، ايمانها، صبرها، مجاهدتها و اطاعتها و ايثارهاي فرزانگان اشاره شده، همه براي معرفي الگوست.
تاريخ اسلام و شخصيّتهاي برجسته اسلامي نيز براي مسلمانان در همه دورهها الگو بوده است و تعاليم دين ما و اولياء مكتب نيز توصيه كردهاند كه از نمونههاي متعالي و برجسته در زمينههاي اخلاق و كمال، سرمشق بگيريم.
در ميان حوادث تاريخ، «عاشورا» و «شهداي كربلا» از ويژگي خاصّي برخوردارند و صحنه صحنة اين حماسه ماندگار و تكتك حماسهآفرينان عاشورا، الگوي انسانهاي حقطلب و ظلمستيز بوده و خواهد بود، همچنان كه «اهلبيت» بصورت عامتر، در زندگي و مرگ، در اخلاق و جهاد، در كمالات انساني و چگونه زيستن و چگونه مردن، براي ما سرمشقاند. از خواستههاي ماست كه حيات و ممات ما چون زندگي و مرگ محمد و آل محمّد باشد: «اَللهُمَّ اجْعَلْ مَحْيايَ مَحْيا